قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3313

تاريخ الفي ( فارسى )

آنجا بود بسوخت . بعد از آن قاروره‌اى ديگر پر كرد كه بر خانهء ديگر بيندازد ، كه ناگاه سنگى بر قارورهء او رسيد و قاروره شكست و آتش به آن شخص درگرفت و سه روز به كمال الم و عذاب گذرانيده و روز چهارم جان به قابض ارواح سپرد . و در اين سال خليفه مستضيئى باللّه حجابت دار الخلافه را به ابو طالب نصر بن علىّ بن ناقد كه در كوچكى به قبرّه « 1 » اشتهار داشت حوالت فرمود . چون ابو طالب مذكور با آن منصب عظيم القدر سوار شده به بازار درآمد ، عامهء بغداد از اطراف و جوانب فرياد « قبرّه ، قبرّه » برآوردند . چون اين خبر به خليفه رسيد ، جماعتى را فرستاد كه مردم بغداد را منع و زجر بليغ كردند . و مردم زبان « 2 » خود را از گفتن آن كلمه نگاه‌داشتند . اتفاقا روز عيد اضحى رسيد و ابو طالب مىخواست كه به شوكت هرچه تمام‌تر به جانب مصلّى رود كه به او رسانيدند كه « جمعى از ظرفاى بغداد قبرّه بسيار خريده‌اند و در وقتى كه سوار شده بيرون آيى ، ايشان آن قبرّه‌ها را در پيش پيش تو به جنگ انداخته باشند » و چون اين خبر به خليفه رسيد ، دانست كه منع عوام فايده ندارد و اين صحبت به مسخرگى مىكشد . بنابراين او را از اين منصب عزل نمود و ابن معوّج را به آن منصب سرافراز گردانيد . و در ماه رمضان اين سال شمس الدّوله تورانشاه ، برادر صلاح الدّين ، كه در يمن بود به ديدن برادر خود به شام آمده و شوكت صلاح الدّين بسيار بلند گشت ؛ چه ، تمام ديار مصر و شام و يمن و بعضى از موصل و ديار بكر در تحت تصرّف وى درآمد . و فرنگان بسيار از وى هراسان گشته ، در مقام ملايمت و خدمتكارى درآمده كسان را واسطه ساختند تا صلاح الدّين قصد بلاد ايشان نكند و ايشان را به حال خود گذارد . و چون صلاح الدّين داعيهء رفتن به جانب بلاد اسماعيليه و استيصال ايشان در خاطر داشت ، التماس فرنگان را مبذول داشت و با ايشان مصالحه كرد . « 3 » و در اين سال از محدّثين ، ابو الحسن علىّ بن عساكر « 4 » البطايحى وفات يافت . و هم در ماه ذيحجهء اين سال از اعيان علماى حديث و فقه ابو سعيد رزاز « 5 » فوت شد .

--> ( 1 ) . چكاوك ، پرنده‌اى كوچك و خوش‌آواز شبيه گنجشك . ( 2 ) . در متن : زنان . ( 3 ) . ابن اثير اين واقعه را در حوادث سال 571 ه . ق . آورده است . ( 4 ) . م ، ق : عسارك . ابن تفرى بردى درگذشت او را در وقايع سال 571 ه . ق . آورده است . - النجوم الزاهرة ، ج 6 ، ص 77 . ( 5 ) . ق : ابو سعيد وزار ؛ الكامل : ابو سعيد رزاز .